مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
34
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
قُتِلَ مع الحسين عليه السلام في الطّفّ من الصّبيان الّذين لم يراهقوا الحلم خمسة نفر ، وهم : عبداللَّه بن الحسين فإنّه رضيع عُرِضَ على أبيه ، فأخذه إليه ، فرماه حرملة في نحره وقتله . السّماوي ، إبصار العين ، / 130 / عنه : الزّنجاني ، وسيلة الدّارين ، / 417 وقال المفيد : دعا ابنه عبداللَّه الرّضيع ، قالوا فجعل يقبّله وهو يقول : ويل لهؤلاء القوم إذا كان جدّك المصطفى خصمهم ، والصّبيّ في حجره إذ رماه حرملة بن كاهل الأسديّ لعنه اللَّه بسهم فذبحه في حجر الحسين عليه السلام ، فتلقّى الحسين عليه السلام دمه حتّى امتلأت كفّه ، ثمّ رمى إلى السّماء . [ ثمّ ذكر كلام السّيِّد والمفيد وسبط ابن الجوزي كما ذكرناهم ] . « 1 » الحائري ، ذخيرة الدّارين ، 1 / 140 - 141
--> ( 1 ) - سيد رحمه الله گويد : چون حسين كشتههاى جوانان ودوستان خود را ديد ودل بر شهادت نهاد وفرياد زد : « آيا كسى هست از حرم رسول خدا دفاع كند ؟ آيا يگانهپرستى هست كه از خدا دربارهء ما بترسد ؟ آيا دادرسى هست كه براي خدا بهداد ما رسد ؟ آيا كسى به اميد آنچه نزد خدا است ، به ما كمك مىدهد ؟ » آواز زنان به ناله بلند شد . أو جلو در خيمه آمد وبه زينب گفت : « كودك صغيرم را بده وداعش كنم . » اورا گرفت وسر خم كرد تا ببوسدش . حرملة بن كاهل اسدى تير انداخت وبر گلوى آن طفل رسيد وسر اورا بريد . شاعر خوش تعبير كرده است : چه خم شد تا ببوسد طفل خود را * گلويش تير پيش از وى ببوسيد به زينب فرمود : « اورا بگير . » كف را از خونش پر كرد وبه آسمان پاشيد وگفت : « چون خدا ناظر است ، هر مصيبتى بر من آسان است . » شيخ مفيد دربارهء شيرخوار گفته است : حسين جلو خيمهها نشست وپسرش عبداللَّه بن حسين را كه طفل بود ، نزد أو آوردند ومردى از بنىاسد اورا با تيرى ذبح كرد . ازدى گفت : عقبةبن بشير اسدى از امام پنجم روايت كرد كه فرمود : « اى بنىاسد ! ما در ميان شما خونى داريم . » گفتم : « اى أبو جعفر ! مرا در آن چه گناهى است ؟ آن خون كدام است ؟ » فرمود : « كودكى از حسين را نزد أو آوردند ودر دامنش نهادند . يكى از شما بنىاسد تيرى زد واورا سر بريد . حسين خونش را گرفت وچون دو كفش پر شد ، آن را به زمين ريخت . سپس فرمود : بارخدايا ! اگر نصرت از آسمان را بر ما بستى ، عوض بهترى به ما بده واز اين ستمكاران انتقام ما را بكش . » ابن نما گويد : اورا برداشت وبا كشتگان أهل بيت گذاشت . كمرهاى ، ترجمهء نفس المهموم ، / 161 - 162